هان این دنیا از چه رو جشن می گیری سالروز میلادم؟
که تو به من قفس دادی و من یک عمر به تو تلاش دادم
هان ای رفیق رخصتی ده تا از آن ضربه رفاقت دوباره برخیزم
سالیان بگذشت و..
ندانم که تو نگذشتی از افتاده پیکرم یا من نگذشتم از حال و روزم
هان ای محبوب نقابی بر چهره ام بگذار و صحبت کن
به وقت ملال نقابم را با نقابی دیگر عوض کن..
حرف نخواهم زد.. اما تو به نقابها محبت کن
من بدنبال سیگارهایم می گردم..
سیگارهایم کو؟
Twitter
Facebook
Flickr
RSS
1 سخن شما:
جالب بود
ارسال يک نظر